درباره نویسنده
افسانه مسگرزاده
نویسنده. شاعر و مترجم ما شاعران زبان هم را خوب می دانیم و سکوت می کنیم کلاهمان را از سر برمی داریم و بی صدا از شانه ی هم میگذریم اینجا ولی شاعری نیست یا شاید زبان شاعران فرق دارد در این سرزمین پاییز رسیده و سرما زیر پوست شهر می خزد سلام نمیخواهم! شعربباف برایم و با لبخندی نثارم کن!! افسان+ه
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • افسانه مسگرزاده
صفحات اختصاصی
  • ترانه های بارانی
مطالب اخیر
  • دیداری که نمیشود ....
  • روی دستهای زندگی ام بیفت!
  • گلهای پیراهنم ...
  • ماه را بیدار کردم
  • از دستم رفتی ...
  • از عاشقت بودن راضی ام ولی....
  • سیب کشیدم و انار روی کاغذم سبزکه شد
  • بوسه هایت را ببار
  • روبروی چشم خیس خیس آب...
  • باران کجک کجک میبارید ....
  • تاکه به داد من رسی!!!.....
  • دکمه ی پیراهنت را باز کن!‌.....
  • بیا و کاری کن!!!!‌
  • دست بر نمی دارم !!!!!!!
  • تو از جنس آتشی یا آتش از جنس توست ؟؟؟؟!
  • مرا احاطه کرده ای.... تو - تو ... تو ..... تو!!!!
  • قسم به روزهای خیس پائیزی!
  • فقط کمی به من و شعرهایم محبت کن!
  • آغشته به دوات و درد ....
  • در نبودنت فریاد می زنم ....
  • در من قومی مبتلاست
  • تو را ...
  • تخت خواب خلوت من
  • در من تکثیر میشوی!‌
  • تو شازده ی کوچکمی !!!!
  • پرکن پیاله را
  • بن بست من و خیابان...
  • به هم ریخ ته ام!!!...
  • مینویسم ... مینویسی
  • بودنت های محالی!!!
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
  • دی ۸٩
  • آذر ۸٩
  • مهر ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • آبان ۸۸
  • مهر ۸۸
  • شهریور ۸۸
  • امرداد ۸۸
  • تیر ۸۸
دوستان من
  • از نفس افتاده- حامد
  • گریز از گذرگاه
  • سودابه مهیجی
  • عارفانه و عاشقانه
  • ماهنامه ادبی جن و پری
  • خانه شاعران جهان
  • نوشته های مینیمال یک پیانیست غیر حرفه ای
  • بادهای بنفش تیره
  • دم و بازدم
  • شکفتن در باد
  • شکفتن در باد
  • مانیفست
  • میانبر
  • http://shamselangeroodi.blogfa.com/
  • وازنا
  • قابیل
  • شعرهای خودم انگلیسی
  • شراب تلخ
  • کافه بونیتو
  • گاه نوشت مهسا
  • http://kawac.blogfa.com/post-32.aspx
  • گذشتن - حمید رعیا
  • کتونی چینی - ادبی
  • ویمو - طبیعت بیجان
  • سید علی صلحی
  • فریاد بی صدا
  • پلاریس
  • میان بر
  • محبوبه شب
  • کانون وبلاگهای ادبی
  • غزل پست مدرن
  • سرکان. رضا خانلری
  • نیما حسندخت
  • حبیب بدیری
  • اکسایش
  • وبلاگ تخصصی آموزش نویسندگی
  • دوست دارم سرما بخورم !!
  • مثل همیشه . مهدی صدیقی
  • سها نیلگون آبی
  • http://www.lahazatam-bi-to.blogfa.com/
  • تا مقصد میخوابم ...
  • http://humangel.ir/
  • تصویرگری نوستالژی - دیوانگی
  • مجله فراخوان
  • مجله عصرآدینه
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



خیالهای بارانی
دیداری که نمیشود ....
نویسنده: افسانه مسگرزاده - ۱۳٩۱/٢/٢٠

از آخرین کوپه ی قطار

به سمت تو دویدم

و باد

تمام چنارها را از پنجره دزدید

تصویرتو را هم گرفت

گرگر آتش روی تنم دوید تند و تند ...

که دری به رویم بسته شد از شاید

و من آهسته پرت شدم از تو دور

صورتم سیلی از انکار و سرخ

چشمانم باز باز

پر از سوال

این صحنه چرا تمام نمی شود دیگر!؟؟

سالهاست هنوز این خواب مرا مرور میشود ولی...

هنوز من و

هنوز تو و

هنوز ایستگاه و

هنوز چنارهای دزدیده شده

هنوز دیداری که تازه نمیشود .... !

افسان+ه

نظرات ()



روی دستهای زندگی ام بیفت!
نویسنده: افسانه مسگرزاده - ۱۳٩۱/٢/٥

اتفاق از سمت تو بود که یقه ی خیابان را گرفت

به شاید- اگر بیایی چه میشود ؟؟!

تمام این خیابان را بلند پر در می آورم

به یاد اتفاقی که افتادی روی صورت خیابان

روی دستهای زندگی ام بیفت!

افسان+ه

نظرات ()



گلهای پیراهنم ...
نویسنده: افسانه مسگرزاده - ۱۳٩۱/٢/۳

 

گلهای پیراهنم میشکفد

نگاهم که میکنی هربار

افسان+ه

نظرات ()



ماه را بیدار کردم
نویسنده: افسانه مسگرزاده - ۱۳٩۱/۱/۱٥

ماه را بیدار کردم

خوابم نمی برد

بخاطر خوابهای ندیده ام از تو

دلهره داشتمت

قرص ماه را با قرصهای زرد و آبی شبانه سر.....

که مسکن نمی شود درد نبودنت

گم شده ام مدتهاست.....

 روزها به دنبال ماه و شبها به دنبال تو نمی خوابم تا بیایی

تا جیرجیرک اقبال سوت شبانه را کوک کند دوباره!...

افسان+ه

نظرات ()



از دستم رفتی ...
نویسنده: افسانه مسگرزاده - ۱۳٩٠/۱٢/٢٢

 


من

از این سمت رودخانه

پا به پای موجها سمت توآمدم با هیجان

تو ولی از موجها درد گرفتی

                                        رفتی

دستم دراز شد به سمت تو

دستت به دستم نرسید

                                          ولی

دستم به دستت نه ! رسید...!

باز شدی از گره ی انگشتم دورتر افتادی

پریشان و مشوش رفتی

سالهاست کابوس شبانه ام از نبودنت تیر میکشد هرشب !!

افسان+ه

 

نظرات ()



از عاشقت بودن راضی ام ولی....
نویسنده: افسانه مسگرزاده - ۱۳٩٠/۱٢/۱۸

 

از عاشقت بودن راضی ام

 ولی درد میکشم حتی وقتی کنارم باشی

 من از تمام مردمان شهر چشم میخواهم برای دیدنت ولی

 فقط برای دیدنت دوچشم دارم و سیاه ! کم تو را میبینم

از عاشقت بودن راضی ام

 اما ....

 تمام واژه های را میخواهم تا جنون دوست داشتنم را نشانه شوم برای تو!

 از عاشقت بودن راضی ام

 ولی .....!!!!

افسان+ه

 

نظرات ()



سیب کشیدم و انار روی کاغذم سبزکه شد
نویسنده: افسانه مسگرزاده - ۱۳٩٠/۱٢/۱۸

به بهانه ی روز جهانی زن

سیب کشیدم و انار روی کاغذم سبزکه شد

دامنت سپید شد از شعرهای خیس من  

چشم تو چشمه ی واژههای نگفته ام  

مینویسمت ولی تمام نمی شوی چرا ؟؟

چشمه ی سرزمین چشمهای داغ تو

جوشید  هی ...

               تا شعر شد

تا ریخت روی صورت دنیایم

خورشید به مهر تو روزها را تابید –  خسته نشد!

مهتاب هر شب تورا خیره شد روبروی چشمک ستاره ها

درانعکاس شعرهای من  تویی......

آسمان به خاطرت زمین نیفتاد این همه سال

لاله های سرخ بوسهای تو تمام تن زمین را پوشید

رخت و لباس عشق را به تن پوشیدی تو

انار ..... انار

بوسه شدی و لب های سرخ تو تعادل به  کهکشهان­ها بخشید

ببین!!

نگاه که میکنی آتش شعرهای من دامن میگیرد از دامن تو

خرمنهای آتش گرفته ام از چشمهای تیره ات

خاموش میشوم وقتی دست میکشی روی آشوب دلم

اعتماد میکنم به بودنم و زندگی

گندم را که جوانه میشوی  

شکوفه که از انگشتانت می روید

آینه روبرویت ایستاده همیشه انگار

روراست اعتراف میکند گناه را که از تو نبود و نیست هیچ وقت

خدا قلم را گوشه ی اتاقش انداخت

باران گرفت روی سقف شعرهای خیس من

کارتمام شد وقتیکه زن کشیده شدی!!!

رنگین کمان سرک کشید و انارهای دامنت ریخت روی زمین

سیب که می­کشیدم من

 

افسان+ه

 

نظرات ()



بوسه هایت را ببار
نویسنده: افسانه مسگرزاده - ۱۳٩٠/۱۱/٢٥

شایدهای بوسه­ات را ببار به رویم

بگذار خیالاتی طوفان رابطه باشم وقتی قحطی بودنت به جانم زده!

بگذارعاشقت بمانم تا عشق بتابد به خالیکده ام!

بگذار عاشقت باشم بیش از پیش

افسان+ه

25/11/90

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »